معرفی کتاب - میلیونر یک شبه
سلام...
تصمیم داشتم سفرنامه بنویسم اما گفتم بهتره یه کتاب معرفی کنم...ارزش فرهنگیشم از سفرنامه نوشتن بالاتره !
تو این مدت مسافرتم فهمیدم که این نت مسخره خیلی از علایقمو ازم گرفته...شاید یکی از مهمترین علایقم کتاب خوندن باشه که خیلی وقت بود نمیتونستم یه کتاب بخونم...اما تونستم تو این یه هفته دو تا کتاب "میلیونر یک شبه" و "شازده کوچولو" رو بخونم.تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر به کتاب خوندم اختصاص بدم !
این کتابو یکی از بستگان تو کرج بهم داد و البته تاکید کرد که حتما قرار نیست روش این کتاب تو ایران جواب بده ! اما بعد خوندن این کتاب به این نتیجه رسیدم که این کتاب تو ایران هم کاملا جواب میده ! حالا دلیل اینکه این حضرت چرا گفته تو ایران جواب نمیده رو بهتون آخرش میگم !
این کتاب در مورد یک جوان 32 ساله هست که تو شرکت یه کارمند سادست و اصلا از زندگی و کار خودش راضی نیست و کلا از زندگی خوب و رویایی خودش نا امیده ! تا اینکه یک روز این جوان تصمیم میگیره برای پولدار شدن پیش عموش که فرد پولداریه بره و ازش کمک بخاد ! اما عموش به جای کمک کردن اونو به فردی معرفی میکنه که ادعا داره در عرض یک شب میلیونر شده ! جوان پیش میلیونر یک شبه میره و با وجود ترس و کمبود اعتماد به نفسی که داره با کمک میلیونر پیر تبدیل به یک میلیونر میشه !
زبان کتاب خیلی ساده و مفهومش آسونه ! نویسنده این کتاب به خوبی خواننده رو با خودش همراه میکنه و قدم به قدم عقاید فکری و راهکارش رو به خواننده القا میکنه ! چیزی که بیشتر از همه تو کتاب خودشو نشون میده اینکه نویسنده میخاد "اعتماد به نفس" و "توانستن" رو به ضمیر ناخودآگاه خواننده خودش وارد کنه و بهش بفهمونه هر کاری که میخاد میتونه به راحتی انجام بده ! حتی میلیونر شدن در عرض یک شب !
یکی از جمله های معروف تو این کتاب که میلیونر پیر ازش استفاده میکنه اینکه وقتی تو فکرت میگی من یک میلیونر هستم در حقیقت تو در همون لحظه یک میلیونر هستی یا به عبارت ساده تر وقتی میگی من تا پایان این ماه 10000 دلار درآمد خواهم داشت در حقیقت 10000 دلار رو داری !
حالا چطور این اتفاق ممکنه و چطور میلیونر پیر این عقیده رو داره بهتون توصیه میکنم این کتاب رو بخرید و بخونید. مطمئنا تاثیر به سزایی تو ذهنتون و آیندتون داره ! قیمتشم زیاد نیست 1300 تومنه به عبارتی مفته !!
اما اول ماجرا گفتم کسی که این کتاب رو بهم داد گفت که لزوما این نظریه در ایران جوابگو نیست !
یادمه پارسال یه کتابی خریدم با عنوان چگونه یک قورباغه را قورت بدهیم یا یه همچین چیزی...خرید این کتاب کاملا اتفاقی بود ! تو وبلاگ قبلیم هم در موردش توضیح دادم. بعد یکی از مشتری ها اومده بود مغازه و بهم گفت که این کتاب رو تو شرکتهای هرمی میدن ! بسیار تعجب کردم از حرفش !
بعد یک سال که خونه این فامیلمون بودم وقتی این کتاب رو بهم داد نظرم به همین کتابی که اون موقع خریده بودم جلب شد و سریعا متوجه شدم که آره این دوست عزیزمون تو دام این شرکتای هرمی افتاده !!! به همین خاطر هم وقتی میبینه کلی از پولاش دو دره شدن به این نتیجه میرسه که راهکار درست بوده اما تو ایران جواب نمیده !
حقیقتش یکم از خوندن این کتاب می ترسیدم و این نگرانی بهم دس داد که نکنه رو فکرم تاثیر بذاره ! اما خوشبختانه از خوندن این کتاب خیلی هم لذت بردم ! تو بعضی سطرای کتاب متوجه حرفایی میشدم که اگه میخاستم اونو آنالیز کنم میشد هزار جور معنی ازش برداشت کرد ! کسایی که تو شرکتهای هرمی هستن با همین حرفای دو پهلو سر افراد ساده لوح رو کلاه میذارن...و چون این افراد چیزایی که بهشون یاد میدن رو قبول میکنند از هدف اصلی کتاب دور میشن !
حالا یا این افراد تو انتخاب کتاب خیلی دقیق و زیرکانه عمل میکنند یا همین نویسنده ها هم جزو این شرکتهای هرمی هستند که ما باهاشون کاری نداریم !
ما دنبال زیبایی های هر چیزی هستیم ! چیزهای خوب رو ورمیداریم بقیه رو دور میریزیم !
خوندن این کتاب رو "البته با روش صحیح" به همتون توصیه میکنم...امیدوارم اگه خوندین بتونید اطلاعات خوب و مورد نیازتونو ازش استخراج کنید ! برای آخر هم یک عکس از یکی از صفحات کتاب براتون میذارم...فعلا !




منم کتاب نمیخونم!
پاسخ دادنحذف