گذشته

من آدم اهل سانسوری نیستم، از آدمایی هم که خودشونو سانسور می کنن حالم بهم میخوره! اگه زمانی نیاز بشه بگم "کس ننت" حتما ازش استفاده می کنم، تعارف نمی کنم که بگم "شما مادر نه چندان خوش نام و نشانی دارید!" اما خوب وقتی به روند تغییراتم از آخرین پست این وبلاگ در سال 2015 تا الان نگاه می کنم، می بینم اون آدمی نیستم که اینجا بودم. قضیه از خود فرار کردن هم نیست، اون دورانی رو که اینجا وبلاگ می نوشتم دیگه دوست ندارم و نمی خوام کسایی که این وبلاگ رو می خونن (هر چند انگشت شمار) منو با اون دید نگاه کنند. این ویژگی رو می ذارم به حساب کمال گرایی انسان که وقتی به خودش در گذشته نگاه می کنه از اونی که بوده خوشش نمیاد. گذشته بخشی از وجود منه که الان منو ساخته و اون روندی که طی کردم تا به اینجا برسم برام بسیار مهم هست، اما فکر کنم حق داشته باشم که اون چیزی که بودم رو پنهان کنم. این سانسور نیست، فقط دوست دارم اونی که الان هستم با اون شناخته بشم نه چیز دیگه.
بدیهی هست که شاید یه چند وقت بعد دوباره به محتوای نوشته شده تو این وبلاگ علاقه نشون ندم و بخوام یه سری چیزها رو پاک کنم، اما تمام تلاشم رو می کنم که جوری بنویسم که نیازی به پاک کردن نباشه.
یک سلام دوباره به این مکان که همیشه جایی بوده برای تخلیه افکارم، یک قدح اندیشه که وقتی از اتفاقات عصبانی بودم اینجا خالی میکردم و دوباره این اتفاق خواهد افتاد...

نظرات

پست‌های پرطرفدار